خرید بک لینک
گر ز درون شکسته ای... فاش نکن که خسته ای هر که زعشق پرسدت ؟!! سوی طرب اشاره کن_________________________دلتنگی درد عجیبی استمی دانی، آدم دلتنگ تپیدنهای دلش بشود،دلتنگ آفتاب دستهای تو بر بالهای خاک گرفته،دلتنگ نوازش نگاه تو که لبخندی نجیب همراهش شده،دلتنگ پرواز ...________________امواج از سطح می گوینداماعمق ِ دریامملو از سکوتی است که فقط تو می شنوی..._____

برچسب: نویسنده: دانیال کریمیان تاريخ: شنبه 15 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:36

چهارشنبه سوری است ...!

نترس 

تو 

دستت را به من بده 

با هم می پریم

من از تمام خیال های خیس باران خورده ...

تو  از درد های کهنه شده ...

کاش خاطرات هم مثل  درخت ها پس از خواب زمستانی 

دوباره جوانه می زد ...

پ.ن: 

دایره 

دایره 

دایره ...

از سنگی که تو در من انداختی

... 

برچسب: نویسنده: دانیال کریمیان تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:34

چه غم که عشق به جایی رسید یا نرسید

که آنچه زنده و زیباست نفس این سفر است!

حسین_منزوی

پ.ن:  بهار 

از همان یک روزی ها ...!

ﺑﻮﯼ ﻧﻮ ﺷﺪﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ...

ﻭﻟﯽ...

ﺗﻮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻬﻨﻪ ﺑﻤﺎﻥ...

  غبار خاطرات را پاک نکن !

...

برچسب: نویسنده: دانیال کریمیان تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:34

همین که چمدانت را برمی داری،

همه می پرسند می خواهی کجا بروی...

اما وقتی یک عمر تنهایی، هیچ کس از تو نمی پرسد کجایی

انگار همین چمدان لعنتی، تمام ترس مردم از سفر است...

هیچ کس از تنهایی تو نمی ترسد.

پ.ن:

مپرس از روزگارم مهربان ,حالِ مرا تنها

عقیقِ اصل داند, کنجِ بازارِ بدلکاران...

برچسب: نویسنده: دانیال کریمیان تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1397 ساعت: 19:34

صفحه بندی